درباره وبلاگ

و تو ای آنکه در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت ، پای به سیاره زمین نهاده ای ، نومید مشو که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خون خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حسین لازمان و مکان ملحق شوی و فرا تر از زمان و مکان ، خود را به قافله سال شصت و یکم هجرت برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی .
آرشيو مطالب
لينك همراهان
پيوندهاي روزانه
امكانات
طراح قالب
اين قالب توسط امام زادگان عشق ویرایش شده.
به نام خدا

میلاد پیامبر اکرم(ص) بود که مهریه را معین کردند.
همان روز هم با حضور فامیل ها یک مراسم عقد ساده برگزار کردیم.
صیغه عقد را که خواندند، رفتیم با هم صحبت کنیم.
دیدیم دنبال چیزی می گردد؛
گفت: «اینجا یه مُهر هست؟»
پرسیدم«مُهر برای چی؟ مگه نماز نخوندی؟!»
گفت: «حالا تو یه مُهر بده.»
گفتم: «تا نگی برای چی می خوای، نمی دم.»
می خواست نماز شکر بخواند که خدا در روز میلاد رسول الله به او همسر عطا کرده! ایستادیم و با هم نماز شکر خواندیم.

همسر شهید میثمی

شهید میثمی


برچسب‌ها: شهید میثمی, پوستر, ازدواج, خاطرات

نويسنده: آرمان تاریخ: موضوع: لینک ثابت
عناوين آخرين مطالب ارسالي