
هرکس رسید؛ سوال کرد: زائری؟
از این سوال، دلِ پُرخونِ ما گرفت
آقا مگر "بَدان" به حریمت نمیرسند؟
پس "حُر" که بود که جام بلا گرفت...؟
باشد؛ محل نده... نبرم اربعین حرم...
اما بدان؛ که قلبم از این ماجرا گرفت
آنقدر گریه میکنم که بگویند عاقبت:
نوکر ز اشکِ خود سفرِ کربلا گرفت
اما ز راهِ دور؛ سلام حضرت حسین
بارانِ اشک، از این روضه ها گرفت...
ای كسی كه وصال ما را ترك كردهای، برگرد
و ای كسی كه بر جدايی از ما سوگند خوردهای، سوگند خود را بشكن
ما ابليس را برای اين از خود رانديم كه بر تو سجده نكرد،
پس چقدر عجیب است كه تو او را دوست خود گرفتهای و ما را ترك كردهای...
يا مُطْلَقاً فِي وِصٰالِنا، اِرْجِع؛ وَ يا مُحلفا عَلِيِّ هجرنا، كَفَر؛ أَنَّما ابعَدنا اِبْليس لِانَه لَمْ يَسْجُدُ لَكَ، فَواعَجَبا كَيْفَ صَالَحَتْه وَ هَجَرتَنا؛ (بحرألمعارف، جلد ۲، فصل ۶۲)