تبليغاتX
امامزادگان عشق
ره بر : سر خم می سلامت

برنامه ریزیمان نقصی نداشت خیلی حساب شده عمل کرده بودیم همیشه هم موفق میشدیم اما این بار محاسباتمان درست از آب در نیامد با تمام وجود احساس کردم که حساب و کتاب های بشری نمیتواند همیشه صددرصد و بی عیب و نقص باشد گاهی حکمت چیز دیگریست چند بار از همین روش استفاده کرده بودیم پیشنهاد خود ایشان بود برای اینکه حرفهای مردم را مستقیم و بی واسطه بشتنود در لباس مبدل و ظاهری متفاوت با گروه فیلمبرداری همراهی میشد هیچ کس شک نمیکرد اصلا فکرش را هم نمیکرد که بالاترین شخصیت مملکت کنارش بنشیند و درد و دل هایش را با حوصله گوش دهد آقا معتقد بود شاید در دیدارهای رسمی عده ای به دلیل جایگاه ایشان در بیان دردهایشان دچار حیا و رودربایستی شوند اما حضور مخفیانه این حس را داشت که همه بی پرده نظرات و خاسته های خود را بیان میکردند 
به بعضی از خانواده های شهدای بندر عباس سر میزدیم و مصاحبه میکردیم آنها هم حرف دلشان را به راحتی بیان میکردند بدون آن که بدانند یکی از افراد حاضر در آن جمع رهبر و مرجع تقلیدشان است شگرد خوبی بود اصول حفاظتی را با کمال دقا رعایت میکردیم تا کسی بوی نبرد اما آن روز همه چیز بر خلاف محاسبات ما شکل گرفته بود خانواده ی شهید با نی های خشک خانه ای کپری برای خود به عنوان سرپناه ساخته بود مادر شهید پیرزنی تکیده و رنجور بود وقتی وارد شدیم از برخی رفتارها حدس رزدیم که گویا چیزهایی میدانند مادر شهید که شروع به صحبت کرد پیشانیمان خیس عرق شد همه چیز لو رفته بود 
او در میان جمع سراغ آقا را میگرفت خیلی برایمان گران تمام شد آبروی حفاظتیمان در خطر بود باید راه خروجی خبر را شناسایی میکردیمتا دیگر از این اتفاق ها نیافتد
پیرزن اما خودش اعتراف کرد کار پسرش بود در آن تاریکی شب بی آنکه کسی بوی ببرد خبر را به او رسانده بود آنچه بیشتر از همه آتشمان زد پیغام او بود که گفت به آقا بگویید این قدر از خدا طلب شهادت نکند خیلی کارهاست که او باید انجام دهد 

حالمان گرفته شد برا روح آن شهید فاتحه ای خاندیمو رفتیم


ترکش

1- اینو برا عید غدیر نوشتم تا بگم اعتقاد ما اینه که ولایت فقیه ادامه ولایت پیامبر و امیر مومنانه اینو نوشتم تا بعضی ها که  تو این مدت خیلی از حرفهار در باره آقا شنیدن دلشونو قرص کنن و مطمئن باشن که ایشون یه رهبر به تمام معناست اینو برا این نوشتم که به اونایی که تمام سعیشون برا حمله به ایشون معطوف کردن و با کافرای غربی هم صدا شدن بدونن که تمام عشق ما رهبرموهن و خون تو رگمون رو حاضریم برا ایشون و هدفای ایشون  تقدیم کنیم

2- بیچاره منم که یار به حالم نظر نکرد

3-یا علی  مالک ملک دلی نام زیبای تو شد رافع هر مشکلی

4-امتحانای خدا با امتحانای آدما خیلی فرق داره ما وقتی امتحان میگیریم دنبال نشون دادن نقطه ضعفها هستیم اما خدا وقتی امتحان میگیره از نقاط قوت امتحان میگیره اونجاهایی که هممون فکر میکنیم تو اون مسئله عمرا تکون نمیخوریم مثلا اگه من فکر کنم عمرا با نامحرم رابطه نخواهم داشت اونوقت تو اون ماجرا امتحانم میکنه تا بفهمم هیچی نیستم هیچی پس چه بهتر که از همون اولش اعتراف کنیم که چیزی نیستیم

5-


 

نوشته شده توسط آرمان فاطمی در ساعت موضوع | لینک ثابت


بسم الله

بسم الله

بین الحرمین

از عرفه هرچی میگذره غم و غصه رو دلم بیشتر سنگین میشه

 این حکایت امسال نیست ، حکایت چند ساله

 چند سالی که توش تازه معنی بعضی از روضه هارو فهمیدم

غم سنگین میشه تا اول محرم اونوقته که مطمئن میشم که اخرین روز بیتوتم تو این دنیا روز عاشوراست

 اصلا با خودم عهد میکنم که عاشورا روز آخرم باشه

 روزا بیگاه میشه 

غم سنگین تر میشه تا میرسم به عاشورا

انوقته که حتی چشمم بارونی نمیشه

فکر میکنم

خودمو گم میکنم

روز تموم میشه

بازم زندم

این بار نمیخام  عاشورا تموم شه

وردی حرم امام حسین

 


ترکش

1- پنج مورد اول حذف شد

6-      اگر خاستی بنویس این خانه ی توست

7-      رها میکنم که شاید بگیرندم 

8- تمام میکنم باشد که شروع شود

9-      حافظ را باز میکنم چنین میگوید :

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت          باز آیدو  برهاندم از بند ملامت

خاک ره آن یار سفر کرده بیارید          تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت

فریاد که از شش جهتم راه ببستند          آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت

امروز که در دست توام مرحمتی کن      فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت

ای آنکه به تقریر و بیان دم زنی از عشق      ما با تو نداریم سخن خیرو سلامت

درویش مکن ناله ز شمشیر احبا          کاین طایفه از کشته ستانند غرامت

در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی    بر میشکند گوشه محراب امامت

حاشا که من از جور جفای تو بنالم         بیداد لطیفان همه لطف است و کرامت

کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ           پیوسته شد  این سلسله تا روز قیامت

10- بايد سر داد تا سردار شد  دل داد تا دلدار شد

11 - تا امروز فکر ميکردم هروقت دعا کنم مستجاب ميشود براي همين هروقت نذر ميکردم همان وقت شروع به اداي نذرم ميکردم اما امروز فهميدم قبل از اينکه من دعا کنم مستجاب ميشود

 


 

نوشته شده توسط آرمان فاطمی در ساعت موضوع | لینک ثابت


 

 

" به نام خدا ، من می خواهم در آینده شهید بشوم . برای این که .... "
معلم که خنده اش گرفته بود ، پرید وسط حرف مهدی و گفت :
ببین مهدی جان! موضوع انشا این بود که در آینده می خواهید چه کاره بشوید .
باید در مورد یه شغل یا یه کار توضیح می دادی . مثلاً ، پدر خودت چه کاره س؟
ـــ  آقا اجازه! شهید شده ..

 

 

 

هر چه گریه و زاری کرد که صورت پدر را ببوسد ، اطرافیان نگذاشتند .

مریم جلو رفت و به پدرش گفت : خب چرا نمی ذارید باباشو ببینه ؟؟

سرش را آورد در گوش مریم و گفت : آخه عمو سر نداره ..

 

 


 

نوشته شده توسط آرمان فاطمی در ساعت موضوع | لینک ثابت